مقاله ای در مورد معرفت نفس

بسم الله الرحمن الرحیم

معرفت نفس

استاد سیدعلی طباطبایی
درس علم النفس یا همان معرفت نفس به خود شناسی و انسان شناسی مربوط است.
1. خودشناسی از آن جهت اهمیت دارد که تا حاصل نشود به خود سازی نخواهیم رسید و اگر انسان بخواهد به مراتب بالاتر و حیات طیبه برسد نیازمند به خودسازی است.
انسان اگر به حقیقت حیات طیبه پی ببرد، سختی های خودسازی برایش آسان می شوند.
کسانی که در جوانی به سه سوال از کجا آمده ام؟ به کجا میروم؟ و برای چه آمده ام؟ می رسند و برای پیدا کردن جواب این سوال ها همت و تلاش می کنند، حقیقتاً در مسیر خوشبختی قدم خواهند گذاشت؛ این سوال ها، هسته مرکزی تحولات انسان است.
انسان تا خود را نشناسد، نمی‌تواند غیر را بشناسد علوم دیگر به کارش نمی‌‌آید و همچنین به وادی توهم قدم می گذارد.

2. انسان تا زمانی که گرفتار مادیات است، گنجایش و ظرفیت دریافت علم الهی را پیدا نخواهد کرد حتی اگر انبوهی از اطلاعات و دانسته ها باشد، اما این علم به جانش نمی نشیند.
هرکس به عمق حدیثِ مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه پی ببرد، به تمام حقایق و علوم دست خواهد یافت.
اگر انسان ،خودش را که نزدیکترینِ به اوست نشناسد، چطور می تواند غیر را بشناسد. بیرون از ما خبری نیست، هر چه هست در درون ماست.
معرفت نفس، توفیقی است که هر کس به راحتی به آن دست پیدا نخواهد کرد.
امام علی علیه السلام می فرمایند: (( من تعجب می کنم از شما مردم که وقتی چیزی را گم می‌کنید دنبال آن میگردید اما دنبال خودتان که گم شده اید نمی گردید.))
پیداشدن انسان به معنای آن است که نزد استادی برود و بخواهد که او را به جای اصلی خود برگرداند.

3. حکمت از معرفت شناسی پدید می آید؛ انسانی که در خوی حیوانی و دنیای خود فرو نرفته باشد به سمت خودشناسی میرود.
4. خودشناسی دو جنبه دارد:
۱. از آن جهت که انسان است ، آدمی را بشناسیم ؛ یعنی تمامی بعد های او را بشناسیم ، راه های کمال رشد او را بدانیم و ویژگیهای انسان را در ابعاد مختلف او چه بُعد روحی چه بعد معنوی و همچنین رابطه این دو را باهم بشناسیم.

5. ندانستن علوم مختلف مانند ریاضیات، ادبیات و غیره نقص هست اما عیب نیست؛ اما اگر عالمی یا دانشمندی ادب نداشته باشد عیب و نقص اوست ، که ناشی از عدم معرفت نفس است.
در طول تاریخ مابین کتاب های نوشته شده درباره ی معرفت نفس می توان به یکی ازمهمترین آنها یعنی نفس اسفار از ملا صدرا اشاره کرد .
موضوع عرفان در کتاب های معرفت نفس دو بخش است:
۱. توحید چیست
۲. انسان موحد کیست
یکی از بزرگان عصر ما که به خوبی در کتاب هایشان به این موضوع پرداخته اند ، علامه حسن زاده آملی هستند.
6. انسان علاوه بر شناخت نفس خویش، باید جسم و بدن خودش را نیز بشناسد، تا بتواند اعتدال را در مزاج و جسمش برقرار کند چرا که جسم انسان بر خلقیات و روحیات او اثر گذارند؛ اگر بدن انسان سالم باشد، می‌تواند باعث تکامل روح شود.
البته تا زمانی که روح و جانش مجرد بشود و از جسم مستقل شود؛ اما این مرحله نیاز به رشد روحی فراوان دارد.
انسان برای شناخت خودش چه جسم و روحش نیاز به مطالعه درون خود دارد تا قوای خودش را انسان نشناسد، به مقداری که متوجه نیازهای واقعی خودش باشد و نیازهای واقعی خودش را از نیازهای کاذب تشخیص دهد ،نمی‌تواند به سمت تربیت برود.
انسان لحظه به لحظه در حال شدن است؛ او در این شدن می‌تواند به حالت های مختلفی، چه خوب و چه بد درآید .

7. در آیات و روایات آمده است که انسان برای عبادت خلق شده است. عبادت تنها به معنای نماز و روزه نیست؛ عبادت دو نوع است: عملی و علمی.
عبادت علمی چیزی جز خودشناسی نیست و راهی جز این ندارد چون بدون شناخت خود نمی توانیم جهان غیر را بشناسیم. عبادت عملی همتا عبادت علمی صورت نگرفته باشد و مورد قبول و پذیرش خداوند نیست.
چرا که تا خداوند را نشناسیم چگونه میتوانیم او را عبادت کنیم؟!
این که عبادت های ما آن اثری که باید در روح و جسم ما داشته باشند را ندارند به همین خاطر است ، چون عبادت علمی برای ما حاصل نشده است.
برای رسیدن به معرفت نفس نیازمند رسیدن به مفاهیم عرفانی هستیم که سه شرط دارد:
۱. پاک بودن ظاهر به آن شیوه ای که احکام گفته اند یعنی پاک بودن لباس و بدن و غیره
۲. پاکیزه بودن وجود و خود را به فضای اخلاقی مزین کردند و از رذایل و گناهان به دور ماندن
۳. گرایش های طبیعی را به دست گرفتن و در حد نیاز آنها را برطرف کردن؛ هرچه انسان گرایش‌های طبیعی را بهتر کنترل کند، گرایش های فطری در او زنده تر خواهند شد.
به عبارت دیگر گرایش های فطری باید بر گرایش های طبیعی حاکم باشند تا معرفت نفس بتوانند حاصل شود.

محمدجواد متولی
فوریه 14, 2021