مقاله ای در مورد کتاب لغت موران

بسم الله ارحمن الرحیم

کتاب لغت موران کتابی است از شیخ اشراق (سهروردی ) فیلسوف قرن 6 که در آن به روش تمثیل و گاهی تعدیل و رمزی به بیان مراحل و لوازم سلوک پرداخته است.
فصل اول: باید با نور مناسبت پیدا کرد و پاک شد تا به خدا رسد.
اصل خدا پاک محض است برای رسیدن به خدا باید پاک شود. 75 سوره طه برای پاک شدن و تزکیه باید ایمان و عمل صالح باید باهم باشد. اولی درجات عالیه در بهشت. جزای کسی ست که تزکیه کرده. تزکیه فردی که ایمان و عمل صالح است. تا پاک نشی نمی شه به خدا برسی. ایمان ده مرحله دارد. نهایتش برای پیامبر و اهل بیت… شجره طیبه . مومنان دیگر شاخه ی این تنه هستند. آدمی از راه گوش فربه می شود. امام باقر:قرآن انسان باید به طعامش نگاه کند. باید به علم نگاه نکند غذای جان هرچی را نشنوید نبینید اجام ندهید. اینها مانع راه اند.
سوء ظن به مؤمن … عدم مناسبت ظلمت.
خود ایمان و عمل صالح موجب تزکیه که به عنوان راه اول سیر و سلوک معرفی.
در آیات هر چه شریعت دعوت می کند به نور است. برای رسیدن به خدا جز عمل به شریعت نیست.
جایگاه ما مادی نیست. روح از صنف این دنیا نیست. پس شوق این مکان هم نیست. مفارقت می کند اگر از بین نرفت برای اینجا نیست ماندگار شد.

فصل دوم: نفس از بدن مادی باید جدا شود و این بدن برای او حجاب است. انسان قابلیت سلوک را دارد.
باید بدونه کیه چیه به کجا باید برسه. معرفت نفس باید بشناسد. سریع تغییر مسیر می دهد چون گوهر نفس را میشناسد و میفهمد از جنس عالم ماده نیست. ار جنس خاک نیست. باید چشم و گوش باز باشد بداند چه کند.
مثل لاک پشت نباش.
شیخ اشراق اشاره به این میکند دلیلی عینی خلع بدن عارفان و اولیا ی الهی. معراج. ابن سالم. امام علی.
این الان مرکب است. از بس به مرکب وصلیم و غرق. نمی توانیم باور کنیم ورای آنیم.
مثال مردی کدویی بر گردن. همه جا با او این جزویی از بدن من است. کدو گم شد گفت خودم رو گم کردم. احساس می کنیم روح و حقیقت ما همین بدن است.
اتفاقات در خواب چه ؟ بدن است ؟ او هم مرکب دیگر است. در روز یه مرکب در شب یکی نه اینیم نه آن.
چرا هبوط ؟ چرا اومدیم در بدن؟
نفس به دلیل ضعف میاد در بدن تا به کمال برسد. از نور است ولی ضعیف است.
از طرفی کمال و از طرفی حجاب ماست. از بس غرق می شیم خود فراموشی.
نکته بعد: گوهر شریف در فصل اول آمده یعنی نفس نور و بدن ظلمت است. نفس نوری در ظلمت قرار می گیرد پس بدن حجاب می شود. حجاب برخیزد چه می شه؟ نفس از عوالم بالاتر است پس میتواد بالا تر را ببیند. صعود صورت می گیرد شهود.
غرق ماده بودن و لاک پشت بودن مشکل باور نپذیری است. روح مجرد است ولی اگه کسی مادی شود نفس هم مادی می شود. خاصیت روح به هر که رو کند همان تاثیر را می گیر. طبیعت و مکان صحرایی در خلق و خو و رفتار کسی تاثیر می زاره کسی که غرق ماده و شهوت آثار ماده می گشرد زمینی می شود. پایین می شه جهنم بالا می شه بهشت در باره ی همین است روح پاک بالا و سمت نور و برعکس. سجین. منطق اش می شود مادی. لحظه ی مرگ آماده رفتن و بالا رفتن نیست. مثل بچه ی سقط شده است. آماده ی دنیا آمدن نیست خفگی.
قدر نمازمان را نمی دانیم یکی از فلسفه ها ی نماز آشنا شدن با ماورا و با خدای حقیقت ماورا . بلکه برزخ و حتی قیامت و اهل ارتباط با آن آشناست. در پیشگاه خدا بودن . بقیه در زحمت می افتن و حس خفگی . مثل بچه ی سقط شده.
فصل سوم : در قرآن شما مرا ملاقات خواهید کرد، وعده اجتماع. مادی هم که نیست اینجا ببینیم. دروغ هم که نمی گوید. پس باید از اینجا ما بیرون بریم.
همه ی شما پیش خدا حاضر می شید نه خدا پیش شما. به جایی می رسیم که رو در رو ملاقات می کنیم.
نکته فصل 3: ما تامل های قیامت کم است در باره ی برزخ باز راحت تر. قیامت روز لقا است. معنا: خدا که جسم نیست. با این جسم نمیبینیم. امام علی: خدا را با چشم دا می توان دید. پیامبر در معراج عظمت خدا را میبیند غشوه دست می دهد به رکوعمیروند. از غشوه در می آید سبحان ربی عظیم و بحمده می گویند. نور عظمت حق را دیدند. با چشم دل. در قرآن حقیقت اصلی ما را قلب معرفی می کند. ما کذب فواد ما رای. آنچه را دل دید خطا ندید. دل؟ حقیقت نفس ناطقه. دیدن از نفس ناطقه است. خواب می بینیم با چشم برزخی و مثالی میبینیم. این چشم را میبند دیگر باز می شود بالاتر. چشم دل.امام علی: من تا خدا یی را نبینم نمی پرستم . با چشم دل دیدم. ابو بصیر نا بینا. به امام صادق: می شود خدا را دید؟ / مگرالان نمی بینی؟ / چرا. به مردم بگم؟/ نه باور نمی کنن. تحمل نمی کنن. …
نفخه اولی همه می رسن به خدا همه چیز بهم می ریزه. لمن الملک یوم لله واحد القهار. اول خدا می گه. جوابم خدا. ما نمیبینمی الانم هست اون موقع میبینیم. چشمت تیز شد. در آیه 5 عنکبوت. حتما آن وقت الهی خواهد آمد . لفظ لقا الله. بعضی: مخصوص قیامت. علما: اینجا هم میشه ولی به شرط اینکه این دنیا در آید. در همین دنیا ائمه و …
منظورات:)
حضرت سلیمان : خداوند/ جلال و شکوه و …
مرغ به رسالت: خدا انبیا را فرستاد که بگوید روز قیامت و لقا الله داریم.
عندلیب: نفس ناطقه / بلبل زیبا و لطیف. چرا؟ چو نپرواز کند و به خدا برسد
آشیان : دنیا.
نامزد کرد: استفای الهی.
ملاقات کجا؟ : باید ترک دنیا کرد
نفخه ی اولی برای همه خیلی سخته پوست اندازی کند جز عده ای که اینجا دیدن.
در قرآن آیات زیادی در باره ی متاع و لهو و لعب دنیا گفته چون نمی تونیم از این آشیان در بیایم. 5 عنکبوت : وقتش می رسه چه اینجا چه آنجا. هرچهه هم می کند برای خود مجاهدت می کند. خدا نیازی ندارد . دست به کار بشید.
فصل چهارم: بحث جام جم
نفس ناطقه انسان است. هر چه می خوای ار خود طلب کن نه بیرون.
میخواهی عالم را ببینی خودت را به ببین.
تا ملاقات کردی همه ی اسرار آشکار می شه.
نفس ما خود می تواند همه چیز را آشکار کند و به چیز دیگری نیازی نیست.
دل سالک جام جهان نماست اگه ادامه بده و ریاضت بکشد.
جام جم: نفس ناطقه
غلاف : بدن
چرم: لطیفه ظاهرش
مخروط: بدن شبیه مخروطه
10 بند گشا: 5 حس ظاهری و 5 حس باطنی(حس مشترک خیال وهم مفکره یا متصوره حافظه ) باید از این 10 تا دست بکشه و باز نگذارد در بند باشد. تا نفس در آید.
کارگاه خراط: دنیای دوار
باید 10 تا بند بسته باشه: باید چشم و گوش و … را ببندد.
در کار علمی عجله نکنید. پایه ها را قوی کنید. حوصله کنید.
5 حس باطنی: حس ها ی ظاهری جمع آوری در قسمت جلو سر حس مشترک. ادراکات را حفظ می کند خیال. دخالت می کند تغییر می دهد متصرفه. صورت می یابد واهمه…
10 حس جزییات و باطن و ظاهر. باید از جزییات در آییم.
خرط پوست را می کند. دنیا در پوست بدن است. پوست را می کنند و بالا می فرستند.
نیّر اکبر: خداوند و نور اصلی/ شاید منظور عقل اول مخلوق اول باشد. همان عقل. نور نبوت حضرت محمد./هر چه در عالم باید پدید آید در این عقل است. از پوسته در آید و دل را در برابر عقل قرار دهیم به او علم و عقل داده می شود.
در حالت استوا: توجه خدا کامل به صور خدا یا عقل اول باشد. در اول کار هم نه رو به روی او کاملا قرار گیرد. جبریل از عقول است. ولی عقل اول از او بالا تر است. همان روح اعظم است. لیله القدر.
اون اوایل تازه خورشید بالا آمده هنوز به استوا نرسید. 1 جام از پوست در آید2 ادامه دهد تا به استوا رسد و مقابل نیر اکبر قرار گیرد.
کرامات بنده پروری حق است ولی عارف دنبال آن نیست.او بهشت نمی خواهد بهشت آفرین را می خواهد.
بنده خدایی به موسی گفت من زبان مرغان می خوام / به دردت نمی خوره/ اصراکرد/ باشه/ خروس: گوسفند فردا میمیره. /فروخت/ اسب میمیره/ فروخت/ غلام میمیه فروخت/ خودش میمیره/ موسی: دیگه چار ه ای نیست… اگه اجازه میدادی این جوری نمی شد و زنده می ماندی.
اصرار به دانستن هم تبعات دارد. حساب می کشد خدا. کوچک ترین تغییر موجب سقوط فراوان.
ابن عربی: بعضی از عرفا دچار مکر اند خدا چیزی بهشون نشون داده تا بلایی که سر شیطان آورده سر آنها آورد. چون خورده شیشه دارند.
ابن ملجم ابراز ارادت با امام علی می کرد. امام: پس چرا من در عالم زر ندیدم با من بیعت کنی؟
لحظه ای که انسان در برابر نیر اکبر قرار میگیرد و قیامتش می رسد اسرار آشکار می شود. جام جم جان ما از پوست در آمده و پنهانی نمی ماند. جای انکشاف است.
دل سالک جام جهان نما به شرط در آمدن از پوست و 10 حس انسان.
کمال کودک این است که : چشمش رنگ ها و اشیا و جزییات را دریافت می کند کمال اوست و آهسته آهسته رشد می کند. بعد ها این جزییات به دلیل اصل و حقیقت وجود ما نقص می شود نباید ما را غرق کند که اصل را رها کنیم. این جزییات به چه ردد ت می خوره ممکنه در پی آن حرام هم انجام شود. غفلت. اطلاع ازامور برای گذران زندگی دنیوی و کمک به دیگران کافی بقیه اضافی.
یکی از فلسفه های نماز: از این آن و از جزییات در آمدن به حقای هستی سرک کشیدن. حضور قلب در نماز یعنی ذهن از اینور به آنور نرود. جزییات مرا مشغول نکند تا به اصلت رسی.
اهل ذکر بود مخصوصا قلبی: یعنی در این جزییات خدا ببین و با خدا باش.
در عقل اول همه چیز از اول تا آخر نوشته شده. این قلم اعلی است. در روایات قسم به قلم آمده که در لوح می نویسد. این لوح هم از عقل اول است.
جان بشود جام جم باید به مکان عقل اول برود.
چرا درد های درونی را نمیفهمیم؟
کسانی که کار های روحی میکنند کم کم درد های روحی خود را میفهمند. با آن می جنگند. اینجا نفهمیم میریم اونور میفهمیم. بیماری ها در گوشه های جان. کینه ها حسادت ها و…
تا تعلقات است تعقل نمی آید.
انسان اگه بره سمت عالم عقل مثل عالم عقل میشه. میشه جام جم. معراج/ حارث ابن مالک/
استمرار و دوام نیاز دارد. تا آخر عمر.
کاری را شروع می کنید حداقل یه سال ادامه بدهید.
اینقدر با خدا بنشین و استمرار تا ارتباط مستقیم برقرار بشه. استوا و … به همین معناست.
احوال قلب چگونه منقلب میشه؟
نفس انسانی به هر چی روی آورد مثل او میشه و خود او میشه. خود عمل صالح میشه. پسر نوح خود شد همان عمل غیر صالح.
فصل 5:
از صفات این سویی باید دست کشید تا آن سویی شد. آ« سویی شد فانی در حق می شه و خدا رو میبینه.
اشارات:
ملوک جن: خدا
کندر: نفس اماره
بر آتش نه : آتش ریاضت(غضب و شهوت میاد به سمت تو باید جلوش رو بگیری/ سروصدا . غرش کرد جلوش رو بگیر. نمیزاره یه بار انفاق کنی بگو حالا که این طوره 100 بار انفاق میکنم. / مثل خرس زخمی و عصبانب که غرش می کند./ جلوش رو بگیری که هیچ نباید حتی نجواش رو بشنوی.)
آهن پاره ها : خصلت ها ی نفس اماره. کوچک ترین مقدار تتمه انانیت شهوت و … که باشد نمیشود بالا رفت. تا به حال خود میزاری سر و صدا م یکند. یعنی می خواهر اعمال شود.
سکونت و رفق: باید با لطافت از پسش بر بیای. شیوه دارد. نزاری صداش در بیاد.
آیه: تمام صفات ماره را کنار بزار بعد بگو سلام . وگرنه راهت نم یدن
در دایره: هنوز در دنیایی. ولی از همون جا می تونی ببینی.
مثل سوء: غیر این کار رو کنید، نمیتوانید با خدا باشید. برگشتن سخته.
اهل بیت…: اهل خانه ای اند که غیر آنها را در آن راه نمی دهند. چگونه اهل خانه شدند؟ صفات صاحب خانه را پیدا کردند
نکات:
ما در درون چیز هایی دارم که باید درست بشه ، برای درست شدن باید بسوزن و از بین برود. چیز هایی داریم هر بلایی سرش بیارم حالت خودش را حفظ می کند. نمیشه نگهش داشت:
نفس اماره را باید با آتش ریاضت از بین برد.
هر چی سرو صدا داره و این سویی هست هم باید دور انداخت. حتی اگه میخوای از کنارشون عبور کنی باید با لطافت بگذری که صداش در نیاد:
شرط رسیدن به شهود خدا : رام کردن نفس اماره است./ آخرین چیزی که از دل انسان در میره جاه و مقام است. / خیلی سرو صدا داره.
در همه نفس اماره هست در بعضی زیاد و در بعضی ذرات.
باید کامل پاک شد از انانیت و نفس اماره تا خدا را دید اگر کسی پاک نکرد و رفت خدا را دید این استدراج ازست مکر خدا و عامل سقوطش.
نفس اماره چیست؟
دعوت به بدی ها می کند. هر چی در درون داریم، آن را دعوت به بدی می کند. ترس تکبر حسادت شهوت….75 سپاه جهل در روایت 75 شعبه نفس اماره است.
مگه ما حقیقت دیگری جز روح دمیده شده داریم؟ ما غیر بدن و نفس ناطقه چیز دیگری نداریم ولی نفس ناطقه خاصیت تدبیر بدن را دارد ما دست را تکان می دهیم و… در این تدبیر هم امیالی وجود دارد غضب شهوت حرص و… به لحاظ تدبیر و وجود بدن پیش می آید. ن. ا مرتبه ی نازله ی نفس ناطقه و نفس وابسته به بدن است.
روایت : نفس تو بین دو پهلوی توست. بدترین دشمن تو همین است که تعلق به اینجا گرفته.
نفس ناطقه سراسر فطرت است تن به بدی ها که می دهد، شروع به سرزنش می کن= نفس لوامه.
اذیت میشه. فطرتش شروع ه سرزنش می کنه.
نفس لوامه آن لحظه ی بردین ن. ن از جهت خاکیش است. ناله ها و جزع ها دارد.
لحظه ی یقظه بیدار شدن آدم را بیچاره می کند. اولین مرحله از 100 مرحله ی سیر و سلوک.
نفس مطمئنه این قدر نفس لوامه جلو میره که دیگه نفس اماره بروز نمی کنه مطمئنه و میگه اصلا غضب و شهوت چیه؟ هیچ نجوایی از دورن بیرون نمیاد.
اینها روزی ماست. ما باید اینها را بخونیم.
امام علی: این همه علم در ما جمع است ولی کسی را نداریم برای او بگیم.
تعشقات و گرایش های خاکی. همیشه این هست . گاهی غلیان گاهی ضعیف. دلیل خیلی از دستورات دین هم همین است. با نامحرم در اتاق نباشی چون ممکن است یهو غلیان کند.
جنس هایی که نیمشه دست زد: تکبر رو سرکوب می کنی دوباره میاد سراغت که دیدی تونستم… پس همیشه هست و تغییر نممیکند نباید صداش رو درآری./ اجساد سبعه.
باید اینها رو بندازی و پیش خدا بری.
هرچی سرو صدا داره بنداز: هرپی به گرایش های خاکی میدون بدی بیشتر میشه رشد م یکنه قوت و غذای اوست. تبعیت از او. نکنی سرو صداش کمتر و ضعیف تر میشه.
تبعیت کنی نجوا خا میل ها و خواسته ها میاد.
نفس ناطقه وقتی بره بالا و جهت خاکی بندازه میتونه به خدا برسه. تعشقات. ارتباط ویژه بین دنیا ن. ا و شیطان: دنیا ریشه در ن. ا داره. امیال ن.ا در دنیا محقق میشه . کار و وسوسه شیطان از طریق ن. ا است. راه رخنه.
شیطان رفت. آیت را گرفتیم. چون میل به دنیا پیدا کرد. میتونستیم بالا ببریم ولی چون خاکی شد ولش کردیم.
پس کسی که بالا رفت و خدا دید اگه دوبارهه خاکی شد هیچی به هیچی.
ن . ا حلال و حرام براش مهم نیست. اماره به سوء. لکه های سیاه بر جان.
در سوره ی اعراف لباس تقوا بهتر اس. لباس ظاهری بدی ها ی بدن را میپوشاند. تقوا زشتی درون را.
ن.ا ظلمتی است بر نور وجود ما. نور سفیذ به نور سیاه میشه نور سرخ. عقل سرخ. کدورت این سویی به نفس داده شد. ظلمت درون راهش تقوا. جلوی ن.ا را میگیره.
رجز: پلیدی را کنار بزار
تقوا از اون جنگ ها و آتش های ریاضت ن.ا است.
نفس اماره وسوسه و نجوا می کند. هوی دارد میل دارد.
نجوا های درونی دعوت می کند هنگام رسیدن لذت می برد.
سر و صدا داشتن همان نجواست.
آنجا که برق طمع می درخشد، اکثر سقوط هاست.
یه دسته: میل به گناه است ولی جلوش رو گرفته. عقل و فطرت تا جایی که نجوا هست ولی نمی زاره عمل بشه. این تقواست.
روایت: در قرآن:هیچ کس نیست مگر این که وارد جهنم بشه/؟/ ما ائمه هم وارد میشیم ولی به محض ورود آتش بر ما خاموش میشه./ خدا:آنهایی که تقوا پیشه میکنن نجات می دیم.
چون همه نفس اماره دارن. خودش جهنم است. همه دارای بدن و همه ن.ا دارن. اینجا خاموشش کنی آنجا هم خاموش است.
آنهایی که در سلوک اند میل ندارن با شنیدن جوا در زحمت اند. تا جایی که اصلا نجوا نیست.
تقوای برتر آن است که حتی نجوا نباشه.
همش داریم سلوک می کنیم. چه بدانیم چه ندانیم. گاهی همراهی می کنیم و گاهی نه.
برای شروع روزی 10 بار عصبی می شی سعی کن بشه روزی 9 بار.
هر کس به اندازه ی خود در گیر است. از شنیدن و خواندن این مطالب انتظار بر آن است که یک قدم یک قدم جلو بریم.
جهاد اکبر با بزرگترین و بدترین دشمن همیشه میاد یه لحظه فریب یه عمر درگیری.
در روایات: نفست را بمیران.
حدیث امام علی: من برادری داشتم در راه خدا(برادر در مسیر سلوک از دینی و تنی بالا تر) این خصیصه ها را داشت شما هم برین این خصیصه ها را پیدا کنید: هرگاه بین دو امر مباح می ماند آن را انجام می داد که میلش به آن کمتر بود(یعنی آنچه ن. ا می فت نمیکرد. البته به خود سخت نگیرید.)
بشکند نفسش را از شهوات و چموشی کردن نفس را از شهوت ها جدا کن: نامه به مالک اشتر
نامه به پسر: نفست را به میران با زهد ورزی.
اینها ریاضت ها ی نفس است.
مثال قرآنی: اصحاب سبت…یهودیان تعطیل روز شنبه…کلاه شرعی…
ریاضت کشید تا آرام آرام میل نیاید . چون تبعیت قوت ن.ا است. 1.تبعیت نکن اگه نشد کمش کن. 10 باز غضب میاد یک بارش رو حذف کن./ یا برعکسش عمل کند هر وقت حرص آمد که حالا که اومدی من انفاق می کنم. (آسان شروع کن) (نمیتونی نماز شب بلند شی؟ هر ساعت که بلند می شی یک دقیقه یک دقیقه هر روز زود تر بلند شو. درست میشه.)=> رفق و مدارا با ن.ا
2.تبعیت نمیکنی ولی میل هست. نباید میل هم باشه این نقص . تا اینجا درست شده ولی همین هم نباید باشه. جنگ با سر و صدا قبلا جلو عمل رو گرفتی الان جلوی حرفش رو بگیر. ریاضت تا پایان عمر. یعنی میگه با نامحرم صحبت نکن تا آخر عمر این کار را بکن. همه ی دستورات را تا آخر عمر بری میشه ریاضت عمری که بهترین ریاضت ریاضت شرعی ست.
دادن هر سال خمس. کل مالت برای امام زمان و خداست برای تو نیست . این مبارزه با حرص. انفاق مبارزه با حرص. دل کندن. آنچه را دوست دارید بدید. جریان مهاجرین و انصار خانه شان را نصف کردند. مرحله ی آخر با وجود نیاز خود می بخشند.
نباید در از انفاق حسرت احساس کنی باید لذت شود.
3.تبعیت روت میل رفت خطورات هم باید حذف شود.
مکرر گفتن دل را رام میکنه هر بلایی در دل می بینه ضدش رو به خدا بگه. نجوا مکرر با خدا خیلی اثر دارد. حسدی از کسی در دلش می افتد به خدا بگه خدا یا بیشترش رو به او بده.
نامه ی امام علی به فرزند: میخوای نفست را بمیرانی؟ زهد بورز دنبالش رو زیاد نگیر خودش میره. زیاد یاد مرگ کن. نفس خیلی خواسته داره بهش بگو باید بریم دیگه به هر حل. یاد مرگ نفس را شدیدا را می کند. نشونش بده که اینایی که داشتن چی شدن.
امام صادق : انسان دو چشم در درون و دو چشم در بیرون دارد. چشم بیرون راه و جاه را و چشم درون قلب را میبیند.
اول باید چشم باز شود ببیند و بگوید ای خدا این چه بود در درون من رخ دارده.
برای ریاضت اولین چیزی که نیاز داریم باز شدتن چشم عمال به شریعت اثر در نفس. به ترتیب جلو ی میل را بگیریم میل را از بین ببریم و بعد نجوا را.
جنود جهل ظلمت درون ماست. ظلمت بره درون نورانی میشه.
ارتباط با خدا غوت و غذا است برای توانایی جنگ با نفس .ا
کسی که این ویژگی را داشته باشد مثل اعلی و به خدا می رسد در غیر این صورت مثل سوء. همه ی مشکلات اجتماعی و فردی زیر سر ن.ا است.
هر کس نفس می پردازه تو با تحمل آن می تونی به کمال برسی. مثلا زن بداخلاق و رشد شوهر.
یکی از راههای غلبه بر غضب: اومد. تو بلند شو برو. سعی کن دهان را ببندی با لقمه و …. سعی کن زیاد تنجام ندی که عادت نشه.
خدایا با تو معامله می کنم.
قناعت بهترین دستور است. نداشتی هم نداشتی. بهترین غنا ست. اولش سخته پر فایده ست. اثر فراوان انسان میشه.
شیشه و مایع رنگی رانمیشه از هم تشخیص داد.
فنا: خدایی شدن به تمام معنا. الهی هب لی کمال انقطاع الیه(دعای شعبانیه)
فص6: با آتش ریاضت نفس خود را پاک و به خدا نورانی کنید.

اشارات:
آفتاب : خداوند
مشاهده ی آفتاب : شهود خدا
خفاش: مادی گرا که خدا را نبینه و میگه اون ور که خبری نیست…شب زنده داری و … فشار و عذاب است. آن سورا درک نکردند در عالم ظلمت هستند و نور را درک نکردند. عالم ظ دنیا عالم نور اونور.
حربا: نفس ناطقه
عذاب کردن: اونا فکر می کنن اونا در زحکتن به خواطر اشتبه خودشون. و درک نکردن نور.
حیات نفس ناطقه: لذت و حیات و کمالش چیست؟ همه چیش اونوره. رسیدن به خدا.
هر قوه ای لذت مناسب خود را دارد. گوش از چشیدن لذت نمی برد از صوت زیبا لذت.
لذت مناسب هر ادراک. قوه ادراک و واهمه هم لذت مناسب خود دارند.
بین دو لذت کدام غلبه می کند. لذت وهمی برتر از لذت حسی است: سفره وجاهت اجازه دست درازی به غذای کسی را نمی دهد گرچه زبان دوست دارد آن را بچشد. لذت وهم غلبه دارد بر لذت چشایی.
لذت عقل؟ نفس ناطقه؟ یافت حقایق و شهود آن . القاعت رحمانی یا ربانی. لذت تمام عمر و بلند مدت. معرفت. احساس سر حالی می کند.
حربا: انسان خدا جو
حفظ آبرو لذت قوه ی وهمی. بی حد و حصر لذت می بره
در قرآن لذت: شراب طهور. تسنیم برترین شراب بهشتی. تجلیات ذاتی و صفاتی و فعلی حضرت حق است.
لذت توبه. در اشعار بزرگان.
روز حسرت؟ در روایات: مومن هم حسرت . بیشتر هم هست چون تایم هایی داشته از دست داده می تونسته برای خدا کا کنه و لذت بیشتری ببره.
غدا و شراب ملائکه تسبیح و تهلیل است.
فرشته تمامش عقل است. و حیوان سراسر شهوت.
انسان: هر دو را دارد می تونه تنزل کنه می تنه رشد کنه. به نسبت آن غذا دارد. غذای اصلی انسان علم است.
انسان اومده در دل شهوت یا شهوت بجنگد عقلش را رشد کند و برود.
خفاش: کسی که اصلا نچشیده. انسان غافل.
حربا: یکم چشیده و دوست دارد همش آن باشد. انسان سالک.
غرق چهره ی زیبا ی خود شدن موبایل و… خفاشیت دارن.
امام علی: اگر مصلی بداند در سجده چه جلالی از خدا اورا فرا گرفته دوست ندارد سر را بلند کند.
امام علی درباره ی اولیا الهی: اکثر مردم به ظاهر دنیا نگاه . اولیا به باطن دنیا (اسما الهی)
اکثر به امر نقد و جلو چشم اولیا به بعد و فردا. اینها هر چه ببیند که بترسند دلشان را بمیرانند میمیرانند. (خنده زیاد پرخوری خواب زیاد) هرچه به زودی آنها را ترک می کند آنها او را زود تر رها می کنند. آنچه مردم با آن خو گرفته آنان با آن دشمن اند. مردم براشون سخت است اینها با آن خو گرفتند.
یاعلی

محمدجواد متولی
فوریه 17, 2021