ارزش ذاتی کمال (کتاب حرکت – درس ششم)

درست است که نقص و کمال نسبی است ولی بالآخره کمال خودش یک ارزش است و نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم. میوۀ کال و نارس را که در حد خودش کامل است وقتی با میوۀ رسیده و پخته مقایسه می‌کنیم، ناقص است ولی بالآخره این میوۀپخته و کامل ارزش دارد؛ چرا که هیچ دستی به سوی میوۀنارس و کال دراز نمی‌شود اما میوۀپخته و رسیده متقاضی دارد ولی ارزشی که گوسفند دارد او ندارد و یا مثلاً گوسفند در حد خودش کامل است ولی ارزشی که نوع بشر دارد هرگز حیوان ندارد. پس درست است که خیر و شرّ یا نقص و کمال نسبی هستند ولی بالآخره آنجایی که کمال هست ارزش نیز هست.
حال که قبول کردیم کمال فی نفسه خودش ارزش است، باید دنبال کمال باشیم؛ زیرا حیف است که عمر خودمان را به راحتی از دست بدهیم و وقت خودمان را صرف انجام کارهایی کنیم که با حیوانات مشترک است؛ چرا که انسان دارای یک ارزش و کمالی است که حیوان از آن برخوردار نیست و محروم است. این دنیا و نظام هستی هر روز عمر گران‌بهای ما را می‌گیرد و اگر ما هم نگیریم مغبون و خسارت زده‌ایم. دیروز گذشت و تمام شد و دیگر آمدنی نیست. امروز هم از اول طلوع فجر تا این ساعت گذشت و تمام شد و دیگر برگشتنی نیست.
هر چیزی در جهان عوض دارد؛ تنها چیزی که عوض ندارد این عمر گرانبها است که باید قدر آن را بدانیم. کار امروز را به فردا نگذاریم؛ امروز ما هر کاری کردیم برای امروز است و ظرف کار امروز، امروز است. پس اگر امروز تمام شد نگوییم فردا جبران می‌کنیم. بنابراین درست است که نقص و کمال، قیاسی است و انسان نسبت به حیوان دارای کمال است ولی به یاد داشته باشید که ما انسان هستیم و کمال خودش ارزش است. لذا باید به دنبال ارزش باشیم و راهش این است که عمرمان را مغتنم بشماریم و خودمان را در کارهایی که حیوانات هم انجام می‌دهند محدود نکنیم وگرنه در عرض آن‌ها قرار می‌گیریم:
علاوه بر این توصیه می‌شود که هم‌نشین خوب داشته باشید؛ زیرا انسان موجودی است که خیلی زود با محیط خو می‌گیرد و از هم‌نشین خود متأثّر می‌شود. البته هم‌نشین تعمیم دارد و می‌تواند افراد هم نوع مثل زید، بکر، عمر، تقی و نقی باشد یا کتاب، فیلم، ماهواره، اینترنت و مانند این‌ها.

آری هم‌نشین می‌تواند کار آدمی را به جایی برساند که اگر پسرِ پیامبر خدا هم که باشی ولی ممکن است عاقبتت به جایی برسد که جزء خاندان پیامبران محسوب نشوی و کار یک حیوان به جایی برسد که در سورۀکهف از آن یاد شود و نمی‌توانیم بی‌وضو به اسمش در قرآن دست بزنیم:
«قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ»
«وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ»
«پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد؛ سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد»
بعضی از کتاب‌ها، مجلات، فیلم‌ها و برنامه‌های ماهواره‌ای ضالّه و گمراه کننده هستند و خیلی‌ها را بیچاره کردند. آفتاب گرچه روشن است ولی یک لکّه ابر می‌تواند آن را ناپدید کند و نورِ به این عظمت را بپوشاند:
منشین با بدان که صحبت بد
گر چه پاکی ترا پلید کند

آفتاب گر چه روشن‌ست او را
پاره‌ای ابر ناپدید کند

اوایل انقلاب بسیاری از جوان‌های مذهبی در اثر معاشرت با افراد چپی کمونیستی سر از جاهای باریک در آوردند و بعضی از این بیچاره‌ها که اهل مسجد و هیئت هم بودند عاقبتشان به جایی رسید که اعدام شدند. وقتی انسان بررسی می‌کند متوجه می‌شود که در اثر رفاقت با برخی افراد منحرف یا مجلات فلان گروه، تحت تأثیر قرار گرفته است.
بخشی از کتاب حرکت
موسسه آوای توحید

ava
سپتامبر 11, 2021