عدم ادراک «نفس» توسط اعضا و جوارح ظاهری(قسمتی از کتاب النفس)

آن حقیقتی که از آن تعبیر به «مَن» شد و بیان شد که غیر از اعضا و جوارح داخلی و خارجی انسان و امری موجود است، آیا با چشم سر دیده می‌شود و قابل اشاره است؟

در جواب می‌گوییم که این حقیقت با حواس ظاهری ادراک نمی‌شود؛ یعنی شنیدنی، دیدنی، چشیدنی، بوییدنی و لمس­کردنی نیست و به عبارت دیگر هیچ­یک از ادراکات پنج گانۀ انسان، ملتفت آن حقیقت نیست. پس در ما موجود مجرّدی وجود دارد و وجود ما منحصر به این اعضا و جوارح مادّی نمی‌باشد، بلکه حقیقت دیگری هم داریم که موجودی غیر مادّی و مجرّد است و این حقیقت همان نفس ما می‌باشد.

در ادامه بحث­های قبلی علامه حسن­زاده (حفظه الله تعالی) می­فرمایند: باید فاعل حرکت را تعیین کرد؛ یعنی مُعطی و دهندۀ عِلم کیست؟ آیا استاد، درس، مباحثه و مطالعه است؟ با وجود اینکه همۀ این موارد مقدمه­ هستند؛ زیرا علم، یک امر مجرّد است و فاعلش هم باید مجرّد باشد. در حقیقت علت باید از معلول قوی­تر باشد. علم مجرّد است و مادّی نیست که با چشم بشود دید و با دست بشود به آن اشاره کرد؛ لذا علتش باید از خودش قوی­تر باشد. حرف زدن استاد، صدایی که به گوش می‌رسد و مطالعه کردن همه مادّی هستند و نمی‌توانند فاعل عِلم باشند، بلکه لازم است امری مجرّد، فاعلِ علم باشد.

در ادامه قابلِ علم و متحرّک بررسی گردید و روشن شد کسی که قبول علم می‌کند نیز امری مجرّد است. کفش، کلاه، دست، پا، قلب، ریه، کبد، کلیه و حتی سر انسان هم نیست، بلکه یک موجود مجرّد است. پس ما یک موجود مجرّد در کنار این اعضا و جوارح مادّی داریم که اگر استاد باشد به عنوان فاعلِ علم است و اگر شاگرد باشد به عنوان قابلِ علم است.

 

 

 

این درس دلیل تجربی دیگری است که مبتکر آن جناب بوعلی ; می‌باشد. البته دیگران این دلیل را گرفته‌اند و خیلی­ آب و تاب دادند و چه بسا به نام خودشان هم تمام کرده‌اند. و ما هم شواهدی از دانشمندان اسلامی و هم شواهدی از دانشمندان اروپایی داریم که اعتراف می‌کنند که مبتکر این دلیل، جناب بوعلی است.

حمیدرضا عالی
سپتامبر 13, 2021